ميرزا محمد حيدر دوغلات
401
تاريخ رشيدى ( فارسي )
بلكه اين به التماس عمّم بودى و بارها به خان عرضه داشتى كه قربت او ، تعدد انتساب او نسبت به حضرت دولت نصباب به آن مرتبه است « 1 » كه هر چند كه ابن اخ من است ، تقدم او را بر خود سزاوار مىدانم بلكه لازم ، و اگر سر سوارى بودى البته هم عنان بودمى و اگر به شكار بودى به تعليم شكار كردن انتهاز فرصت آن را البته به من ايثار فرمودى و اگر سر ميرشكارى بود اكثر خود به نفس خود به آن اقدام نمودى و بغايت بر اين امر مولع بودى ( 178 پ ) و مرا از خود جدا نساختى و مرا نيز ترغيب آن امر كردى و اگر اقبال ننمودى طرح آنم التزام كردى و مرا به انواع خدمات امر فرمودى و بيان فوايد آن كردى كه خردان تا قدم در خدمت ننهند مهذب نگردند و در عظايم امور و ازدحامات و در مجامع و معارك كه اشرف اقوام خلايق چه از خواقين خدمت بزرگان كنند در چشم و دل ايشان تنوع خدمات و خصوصيات آن مستقر گردد در اين معارك و فذلك مطمئن باشند . از اين اطمينان در دل و چشم خلايق عظيم متمكن گردد و اين تمكين موجب تمكن در مسند جهانبانى گردد و مع هذا الفوايد ، فوايد خدمت را چون عالم و عالمى نگردد و به ديگران خدمت تواند فرمود و عيب و هنر آن را تواند يافت و طريق صلاح و اصلاح آن را نتوان مسلوك داشت . و من نيز در ملازمت پدر و عم كه بودم اين معانى را در دل من كالنقش فى الحجر مىساختند و به كثرت خدمات امر مىفرمودند تا فوايد آن بر من بر وجه احسن عايد گشت . آنچه من از بزرگان ياد دارم به تو مىفرمايم و تو نيز فوايد آن را به روزگار خود عايد خواهى يافت . و من تا بيست و چهار سالگى به جمع خدمات ممارست نمودم . در تمام اوقات جزويات و كليات خدمات كه بر ذات خجسته صفاتش بىواسطه بايستى كرد مىكردم ، مگر در سر ديوانخانه و وقت اجتماع امرا كه در جاى خويش رعايت رتبه را مرعى داشته ، تمكن ورزيدمى و اگر فرصت خدمتى يافتمى به آن جرأت اگر مىنمودمى ، منع فرمودى كه در معارك رعايت رتبه را لازم بايد داشت تا در نظر ( 179 ر ) خلايق خفيف
--> ( 1 ) . نگ : - كه قربت او . . . مرتبه است .